[ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 0:0 ] [ محمد بلوچ ]
[ ]
ابزار نظر سنجی در سمت چپ وبلاگ قرار دارد، در صورت نیاز به اضافه کردن کاندید جدیدی به لیست پیشنهاد دهید.

برچسبها: نظرسنجی, مسجد مکی, صدای مردم
[ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 16:50 ] [ محمد بلوچ ]
[ ]

اگر هم در مواردی گمان بر این است که عرصه عمومی شکل گرفته آن چنان ضعیف و نحیف به نظر می رسد که هیچ نتیجه و امر سودمندی از آن منتج نمی شود.عرصه عمومی که امکان طرح و نقد و نظر در باب مباحث روز جامعه را فراهم و تسهیل می کند و باعث شکل گیری دیالکتیک بین افراد ، گروههای اجتماعی و سیاسی و حتی بین مردم و حکومت می شود ، خاصیت پویایی به جامعه می بخشد .
یکی دیگر از کارکرد های مثبتی که وجود عرصه ی عمومی برای جامعه دارد این است که باعث شفاف تر شدن گرایش ها و سلایق مختلف و حتی کانالیزه شدن بهینه مطالبات می شود و از رادیکالیزه شدن جامعه هم جلوگیری می کند.در صورت فقدان فضای نقد و نظر درونی در اجتماع و بسته بودن راههای تنفسی جامعه ،مطالبات رادیکال شده و به افراط کشیده می شود که تبعات و نتایج تلخ و مخرب آن را در سال های اخیر با ظهور پدیده عبدالمالک دیده ایم.بدون تردید اگر ما در جامعه خودمان عرصه عمومی قوی ایی داشتیم که افکار و ایده های گوناگون به راحتی به نقد هم می پرداختند آن وقت راحت تر می توانستند گرایش های افراطی و بنیادگرایانه را تعدیل کرده و به انزوا بکشانند.البته درد ما فقط افراط گرایی نیست و هزاران رنج عمیق و بحرانی تر از آن هم داریم.من باب مثال هم اگر از افراط گرایی نام برده می شود که در جند سال گذشته به گونه ای عینی تر و ملموس تر با آن سروکار داشتیم و خوشبختانه اکنون شعله های آن تا حدودی فروکش کرده است.حتی دریغ از یک تحلیل درست و منطقی درباره همین جریان افراط گرایی که چگونه و چرا بوجود آمد ، چه پیامد هایی برای بلوچستان در بر داشت و چه علل و عواملی زمینه را برای بروز و ظهور آن تسهیل کرد .
روی سخنم اینجا با حاکمیت نیست بلکه منظورم معطوف به خود جامعه بلوچ است که چرا آن چنان عرصه عمومی قوی ایی برای پیگیری خواسته هایمان نداریم که منافع کلان و کلی جامعه مان این گونه از دهلیز های تو در توی منافع شخصی گروهها و افراد به تاراج می رود؟آن هم اشخاصی که ساخته و پرداخته خود ما و جامعه مان هستند.چرا افراد کلان نگر که فکر توسعه ای و دید روشن و وسیعی در مورد جامعه داشته باشند و تحقق خیر عمومی و منافع کلان این قوم به خواب رفته را از کانال و منافذ منافع شخصی و گروهی خود ننگرند در بین ما یافت نمی شوند؟ گره کار در کجاست؟ اصلا منافع کلان ما کدامند و ما چه تعریفی از آن داریم؟ الگوی کنش جمعی و مانیفست حرکت سیاسی مان برای توسعه استان چیست؟این ها فقط چند مورد از هزاران سئوالی هستند که باید از خودمان بپرسیم و در مورد آن به کنکاش بپردازیم تا از رهگذار آن به یک بینش وسیع و هم جانبه نگر رسیده و چشم اندازی مطلوب را یرای خود متصور شویم.
برچسبها: بلوچستان, سکوت سیاسی, جامعه بلوچ
[ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ 13:24 ] [ محمد بلوچ ]
[ ]

متن کامل این نامه به شرح ذیل است:
به نام حق
آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
وه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
حافظ
جناب آقای هاشمی رفسنجانی
سلام
و صلح بر شما باد. سالها از زمانی که یک دوست مشترکمان شما را بخاطر
پایین آمدن صلحآمیزتان از نردبام قدرت اجرایی ستود، میگذرد. هرچند در عمل
تفکر و گفتمان شما تا حد زیادی با ریاست جمهوری آقای خاتمی هشت سال دیگر
هم ادامه یافت، ولی این روزها که آدم دور و برش را – از تهران تا رم -
میبیند، بهتر میفهمد که فرود از صندلی سیاست، حتی اگر در ظاهر، کار
سادهای نیست.
همین تسلیم شدنتان به قانون اساسیای که در تنظیم آن
نقش داشتید موجب شد تا رهبر انقلاب و دوست و همراه قدیمیتان شما را در
جایی فراتر از نردبام قدرت اجرایی بنشاند تا از آن بالا بتوانید انقلاب را
باغبانی کنید.
چقدر در یکی از اولین سالگردهای شهادت عمویم، شهید
علی درخشان، که همراه پدر داغدیدهام به مراسم یادبودی در مجلس شورای
اسلامی آمده بودم، افتخار میکردم که در راهروهای پیچدار مجلس وسط
گفتگویتان با خبرنگاران و میهمانان، مرا که با قامت هشت، نه سالهام
روبرویتان ایستاده بودم، پدرانه در آغوش گرفتید و اسم و رسمم را مهربانانه
پرسیدید. در غیاب عموی ناهمخونم، شهید بهشتی بزرگ، که اولین اذان را در گوش
منِ نوزاد گفته بود، شما برای مایی که در هفتم تیر سال شصت عزیزانمان را
از دست داده بودیم، قوت قلب بودید و برای مردم تازه انقلابکردهی ایران،
قهرمان امیدبخش یک انقلاب بیهمتا.
درست که فراز و نشیبهای زندگی
در سالهای پس از آن، مرا هم مثل همهمان با خود به جاهایی گوناگون برد. از
قلهک تا داونتاون تورنتو، از مدرسهی نیکان تا دانشگاه لندن، از باغ شرکت
سبزه به ستاد رقیب منتقد شما در ساختمان حزب مشارکت، از مسجد جامع بازار
تا بولوار روتشیلد تل آویو و از کانون توحید لندن تا زندان اوین.
اما
باز آن حس افتخار کودکانه از شنیدن سخنان بیباکانه و استعمارگرسوز شما در
آن سالهای دور در نماز جمعه و نشستهای خبریتان با رسانههای اروپایی -
آمریکایی با من و امثال من مانده است، هرچند که دیگر به سختی میشود آن
هاشمی رفسنجانی را در شما پیدا کرد.
حالا ریشِ خاکستری من و موهای
نقرهای شما گواه بزرگشدن انقلابی است که برای شما و همراهان قدیمیتان
مثل فرزند میماند. فرزندی که تمام جوانی و میانسالیتان را وقف آن کردید
تا بتواند روی پای خود بایستد و شما در آستانهی هشتاد سالگی، با افتخار
بنشینید و نگاه و تحسینش کنید.
اما نمیدانم چه اتفاقی میافتد که
گاهی همهی این سالهای سپری شده را فراموش و آسایش دوران بازنشستگی را بر
خود حرام میکنید. یک بار در سال هشتاد و چهار چنین کردید و تلخیِ نتیجهاش
را چشیدید و حالا هشت سال بعد دوباره به فکر آن نردبان افتادهاید. شما و
همراهانتان برای ما و جوانترها عزیز هستید، ولی دیگر از شما انتظاری نیست
که از این نردبام، مثل جوانترها بالا و پایین بروید.
چه «نرگسی»
شما را هر چند سال یک بار «جادو» میکند و از یادتان میبرد که افتادن از
نردبان جلوی چشم فرزندانتان چقدر برای ما و خودتان دردناک است؟ شما که
همیشه به «هشیاری» شهره بودهاید، چگونه ناگهان اینقدر «مست» میشوید؟
بحث
من در این نامهی کوتاه این است که اصولاً چگونه میخواهید کشوری بزرگ و
جوان را با این همه چالش، با همراهی دوستان کم و بیش همنسل خود اداره
کنید. جای بحث مفصل بر سر اینکه میخواهید کشور را به کدام سمت ببرید یا
اینکه آیا اکثریت جامعهی ایران با افقی که میخواهید به آن دست یابید
موافقند یا نه، در این نامهی کوتاه نیست و مجال دیگر میطلبد.
بحث
من ابتداییتر از این حرفهاست. میخواهم بگویم حتی اگر به فرض تقریباً
بعید (چون اصلاً این نوع نگاه را ظاهراً قبول ندارید) بهترین برنامهها را
برای توزیع عادلانهی درآمد و پخش کردنِ تولیدمحور یارانه، کمکردن بیکاری و
فاصلهی طبقاتی، عبور موفق از تهاجم اقتصادی اروپا-آمریکا بدون سازش،
بازتولید ارزشهای انقلاب اسلامی برای نسلهای پساز انقلاب، طراحی و اجرای
دیپلماسی عمومی مؤثر در جهان، و امثال آن داشتید، با این شرایط سنی و نسلی
چطور میخواستید ایران امروز را بچرخانید؟
مثل فوتبالیستها، حتی
اگر بهترین دریبلها و زیباترین شوتهای دنیا را بزنید، شرط اول برای اینکه
کاپیتان تیم باشید این است که بتوانید نود دقیقه بدوید. اگر نمیتوانید
بدوید، نبوغ شما به هیچ کاری نمیآید. یا باید روی نیمکت بنشینید، و یا
اینکه وسط بازی با فریادهای تماشاچیهایی که تا چند دقیهی پیش برایتان سوت
میزدند و «زندهباد» میگفتند و حالا از روی جوانی با بیرحمی و شما را
هو میکنند، زمین چمن را ترک کنید. دنیا اصولا بیرحم است و جامعهای این
همه جوان آن را بیرحمتر هم میکند.
آقای هاشمی عزیز
تقریبا
شک ندارم که این نامه را روی دو برگ کاغذ آ-چهار که برایتان پرینت
کردهاند، میخوانید. اما اگر میخواهید مطمئن شوید که دیگر دوران کار
اجرایی شما و همکارانتان تمام شده است، همین حالا -بدون اینکه از کسی کمک
بگیرید- بروید سراغ «لپتاپتان»، «پسورد» تان را از حفظ و بدون استفاده
از کاغذ یادداشت وارد کنید، «براوزر» دلخواهتان را «ران» کنید، این نامه را
در «سرچانجین» دلخواهتان «سرچ» کنید و بعد پایین آن با حروف فارسی «تایپ»
کنید: «من علی اکبر هاشمی رفسنجانی هشتاد سال دارم و هنوز میتوانم ایران
را چهار سال اداره کنم.» مثل فرزندان و نوههایتان شک دارم که از پس این
کار برآیید.
با آرزوهای نیک
حسین درخشان
26 اردیبهشت 1392
تهران - ایران
برچسبها: رفسنجانی, حسین درخشان, چابهار, ریاست جمهوری
[ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392 ] [ 1:50 ] [ محمد بلوچ ]
[ ]
به گزارش گروه سیاسی« تیتریک »؛آرایش صحنه انتخابات تا جایی که به ثبتنام کاندیداها مربوط میشود در دقیقه ۹۰ دچار تغییرات غیرقابل پیش بینی گردید . حضور همزمان آقای هاشمی و رحیم مشایی در ساختمان وزارت کشور احتمالا در آینده نزدیک سبب تغییراتی در جدید در اردوگاه اصولگرایان خواهد شد .

به همین منظور پایگاه ۵۹۸ در گفتگویی با حجت الاسلام ذوالنور، به دلایل حضور حجت الاسلام هاشمی و مواضع اخیر ایشان پرداخت.
جناب حجت الاسلام ذوالنور به نظر شما علت و هدف حضور آقای هاشمی در عرصه انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم چیست؟ و ایشان قصد دارند چه برنامه هایی را دنبال کنند؟
کاملا انگیزه ایشان معلوم و مشخص است و ایشان می خواهد رئیس جمهور شود تا بتواند ایده ها و نظراتی که دارند و به آن معتقد هستند را در کشور پیاده کنند. آقای هاشمی به دنبال دست یابی به قدرت اجرایی در کشور می باشد . آقای هاشمی امروز برای مردم ما یک هندوانه دربسته نیستند که مردم ندانند برنامه های و تفکراتشان چه چیزی هست، بلکه آقای هاشمی از اول انقلاب تا بحال در نظام نقش داشتند است و هشت سال مستقیما زمام اجرایی کشور را در دست داشتند و در دولت اصلاحات نیز ایشان نسبت به امور اجرایی خیلی بی تفاوت نبودند و اصلاح طلبان به نحوی از نظرات ایشان متاثر بودند.
ادامه در ادامه مطلب...
برچسبها: هاشمی, یارانه, ریاست جمهوری
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 ] [ 14:12 ] [ محمد بلوچ ]
[ ]
برچسبها: هاشمی, مصاف, توسعه
[ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 ] [ 17:35 ] [ محمد بلوچ ]
[ ]
اگر به فرایند اعلام حمایت بلوچستان و آرای صندوق های رای استان در چند دوره اخیر ریاست جمهوری بنگریم شاهدیم که طیف عظیمی از اهل سنت به کاندید جبهه اصلاحات رای داده اند، این در حالی است که شمار زیادی از مردم بلوچ اصلا نمی دانند که اصلاح طلب یا اصولگرا چه هستند و تنها به خاطر گفته ملاهایی که بخش زیادی نیز سواد علمی و مذهبی ندارند چه برسد به اطلاعات و تحلیل سیاسی برای حرکت در جهت مصالح مردم بلوچ، بسیار خنده دار است که در عصر فناوری و اطلاعات و عصر روشنفکری هنوز نگاهمان به سمت کسانی است که سواد سیاسی ندارند و همیشه به واسه منافع خود بر خلاف جریان مملکت حرکت می کنند.
امروز در هر خانواده بلوچ، در هر روستای بلوچستان و در هر منطقه آن تعداد زیادی تحصیلکرده حضور دارند که خود در بطن ماجراهای کشور در دانشگاهها حضور داشته اند و از اوضاع مملکت مداری بیشتر می دانند تا یک ملای جوان یا حتی کار کشته، جوان بلوچ باید امروز با اتکا به تحلیل خود رای دهد نه به واسطه اعلام نظر یک ملا و این بدون تردید یکی از فرهنگ های زشت جامعه بلوچستان است که باید همچون سایر فرهنگ های زشتمان همچون انتقام گیری و درگیری طایفه ای از زندگی خود خارج کنیم و نباید به دنبال یک ملا در امور سیاسی خود حرکت کنیم و اگر باز بخواهیم به این راه ادامه دهیم مطمئنا سنگی بزرگ در برابر سرعت پیشرفت بلوچ و بلوچستان قرار داده ایم.
محمد بلوچبرچسبها: بلوچ, اصلاح طلب, اصولگرا
[ شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392 ] [ 15:53 ] [ محمد بلوچ ]
[ ]

اینگونه موارد در گذشته اصطلاحا چراغ خاموش و توسط عوامل فریبخورده و دست نشانده پیگیری می شد اما اکنون جسارت نمایندگان آمریکایی به حدی رسیده که درکنگرهی خود این بحث را به کرار عنوان می کنند. نمونه بارز آن قطعنامه جداسازی بلوچستان و آذربایجان از ایران است که در روزهای گذشته مطرح کرده شده است. انجام اینگونه اقدامات از دشمن بعید نیست اما در این میان عدهای جاهل که ادعای نمایندگی مردم را دارند، همسو با آنان و با وطن فروشی آب به آسیاب آنان میریزند. به عنوان نمونه میتوان به کنفرانس آینده بلوچستان که در لندن برگزار شد، اشاره نمود که در آن نماینده کنگره آمریکا دانا رهرا بیچر همراه با فرقههای ضددینی و غربی در ایران و کشورهای همسایه به دنبال نقشه شوم جداسازی بلوچستان هستند. در این جلسه طرفین بر سر منافعشان به توافق رسیده و با شناختی که از آمریکایی ها در منطقه موجود است؛ می توان فهمید که مسلط شدن آمریکا بر بلوچستان و تخریب آن و به بردگی دارآمدن بلوچان همان چیزی است که آمریکا و متحدانش می خواهند. در این بین میبینیم که دانا رهرا بیچر بعد از کامل کردن نقشه خود و توزیع قدرت بین خودفروختگان در کنگره آمریکا قطعنامه ای را موسوم به قطعنامه 183 به تصویب این مجلس رسانده که در این قطعنامه میتوان به مواردی مانند ارسال برنامه های رادیوی با شعاع وسیع تری برای زبان های آذری و بلوچی در نقاط مرزی و داخل ایران است. از جمله نواحی مرزی ایران و پاکستان که بلوچ ها در آن متمرکز هستند اشاره کرد. جالب آنجاست که برخلاف واقع در بخشی دیگر از این قطعنامه عوام فریبانه مدعی شدهاند: استقلال بلوچستان منجر بدان خواهد شد که ذخایر بزرگ معدنی، نفت و گاز در مرزهای ایران و پاکستان و منطقه استراتژیک مرزهای ایران در خلیج فارس به دست مردم بلوچ بیافت که ساختگی بودن این موضوع بر همگان مبرهن است. ناگفته نماند که در این سی و چند سالی که از عمر این انقلاب میگذرد بارها و بارها از سوی امریکا و متحدانش قطعنامه های بسیاری علیه ایران صادر کردند و خواسته اند که در ایران عزیزمان آشوب ایجاد کرده و همه را نسبت به ایران بدبین کنند اما زهی خیال باطل. هرچند برخی بلوچان از بعضاً سیاستهای منطقهای ناخشنودند اما این مردم همواره به منظور سرافرازی وطنشان از هیچ فروگذار نکردهاند. حال با وجود این خودفروختهگان و درخشش و جلای دلارهای آمریکایی دور از انتظار نیست که برنامهریزی وسیعی در این منطقه نمایند اما بیشک مردمان بلوچ بسیار هوشیارند و فریب این گونه افراد و حرفهایشان را نخوردند. چراکه آمریکا در سالهای گذشته نشان داده است که هدفی جر آَشوب، کشتار و نا آرامی را دنبال نکرده است.
مالک بلوچ
برچسبها: بلوچستان, آمریکا, سیاست
[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ 15:36 ] [ محمد بلوچ ]
[ ]
برچسبها: خاتمی, رد صلاحیت, چابهار
[ جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 0:9 ] [ محمد بلوچ ]
[ ]

دقایقی پیش در نزدیکی بیمارستان امام علی شاهد درگیری شدید بودیم که حاکی از محاصره یک منزل مسکونی بود که پس از پایان این درگیر بنا به به گفته حاضرین 4تن از این اشرار به هلاکت رسیدند و در طی این درگیری یکی از مامورین نیروی انتظامی به فامیل"شهبازی" نیز به شهادت رسید .
گفته شده است این چهار نفر از عوامل سرقت طلافروشی در کنارک می باشند.
برچسبها: سرقت, کنارک, طلافروشی, چابهار, شهبازی
[ سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 ] [ 13:18 ] [ محمد بلوچ ]
[ ]

